حضرت محمد صلی الله عليه و آله
إسْمَعُوا وَ أطِيعُوا لِمَنْ وَلاّهُ اللّهُ الْأمْرَ، فَإنَّهُ نِظامُ الاْءسْلامِ
گوش بفرمان باشيد و از كسي كه خدا او را به حكومت منصوب كرده اطاعت كنيد زيرا اين مسئله موجب نظم يافتن و استواري اسلام است.
حضرت محمد صلی الله عليه و آله
إسْمَعُوا وَ أطِيعُوا لِمَنْ وَلاّهُ اللّهُ الْأمْرَ، فَإنَّهُ نِظامُ الاْءسْلامِ
گوش بفرمان باشيد و از كسي كه خدا او را به حكومت منصوب كرده اطاعت كنيد زيرا اين مسئله موجب نظم يافتن و استواري اسلام است.
ديشب در مهماني خانوادگي مان همه جمع بودند. همه حزب الهي هاي فاميل کمتر پيش مي آيد جمع خالص بزرگ مثل ديشب. هميشه افرادي پيدا مي شوند که وحدت شکن اند. اما ديشب همه هم داستان با انقلاب بودند. سخن نافرمي نمي شنيدي...
تا اينکه حرف انتخابات پيش آمد. عرض چند دقيقه دو جبهه فاميلي تشکيل شد. جبهه متحد و جبهه پايداري!...
يکي خدمات وزارتي آيت الله مهدوي را زير سوال مي برد ويک عملکرد آيت الله مصباح را...
يکي آيت الله مصباح را مطهري زمان مي ناميد يکي آيت الله مهدوي را نور چشم امام...
يکي هاشمي را محصول حمايت آيت الله مهدوي مي دانست يک احمدي نژاد را آدم آيت الله مصباح...
يکي از سابقه انقلابي آيت الله مهدوي مي گفت يکي از علم و سواد آيت الله مصباح...
يکي آيت الله مهدوي را متهم به حمايت از ساکتين فتنه مي کرد يکي آيت الله مصباح را زمينه ساز رشد جريان انحرافي...
يکي ... يکي ...
غم سنگيني به دلم نشست. گفتم کاش دستم به اين دو بزرگوار مي رسيد مي گفتم بين حزب الهي ها چه فتنه اي به پا شده است. دشمن غير اين مي خواهد؟ حضرت آقا به مردم مي گويد وحدت داشته باشيد. امام بر وحدت کلمه تأکيد مي کرد. خُب با اين وضع چه مي توان کرد. دشمن خوشحال از اين وضع نيست؟ اگر اين دو بزرگوار نمي توانند پشت پرده سنگ هايشان را وا بکنند؟ چه انتظاري از مردم هست؟ چگونه پاسخ بايد داد شبهات مردم را؟
اگر اين دو بزرگوار اين دو جريان را هدايت نمي کردند. به راحتي هر دوجبه را رقيب انتخاباتي مي دانستيم و معرفي مي کرديم. حال چه کنيم؟
با خودم مي گفتم کاش مي شد يکي پيدا مي کرديم تدبيري مي انديشيد. ديدم همان که بايد تدبير کند همين عزيزانند...
من که شاگرد مکتب دانشگاه امام صادق (ع) هستم از سلم و انعطاف حضرت آيت الله مهدوي به کمال آگاهم و يقين دارم ايشان به دنبال رفع و حل مشکل اند.
با خود گفتم ياداشتي بنويسم و از آيت الله مصباح خواهشي کنم.
حضرت استاد! حزب الهي ها تازه از درگيري طايفه اي با حمايت سبز بيرون آمده اند تازه فاميلي هاي گسسته از هم به خاطر انتخابات هشتادو هشت دوباره در حال قوام گرفتن است. تازه به هم پريدن ها و اخم تخم هاي سياسي فروکش کرده است. شما را به روح امام موجب نشويد اختلافي ديگر اين بار ميان خودمان به پا شود....
به نام خدا
1_ آزادي بيان در شرع مقدس اسلام، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و قوانين اساسي بسياري از کشور هاي دنيا به رسميت شناخته شده است. ارزشي والا که از کرامت انساني نشأت مي گيرد و از باب صلاح ملک و مملکت کارکردي ارزشمند دارد. اين ارزش در اسلام نه از باب صرف حق که از جهت وجويي شرعي در قالب امربه معروف و نهي از منکر به رسميت شناخته شده است. وجويي نه مانند ساير واجبات که مهمترين آنها و ضامن بقاي ساير احکام دين حتي مهمتر از ستون اين نماز بر آن تاکيد شده است. امر به معروف و نهي از منکر که به نام امروزي آزادي نقدو بيان شناخته مي شود در اصل هشتم قانون اساسي از سه جهت« مردم به مردم» ,«مردم به دولت» ,«دولت به مردم» شناسايي گرديده و در اصل قانون اساسي سازوکار و قيود آن مشخص شده است. في الواقع در قانون اساسي جمهوري اسلامي آزادي بيان در جهت اعتلاي همه ارکان اقتصادي, فرهنگي, سياسي و اجتماعي به عنوان ابزار امر به معروف و نهي از منکر کارکردي ديني و اسلامي دارد. هرچند ممکن است«بياناتي» که در راستاي اعتلاي فرد و جامعه نبوده لکن« ضرري» هم به«منافع ملي» اعم از احکام اسلام, تماميت واستقلال کشور نداشته و کارکرد صحيح قواي کشور را مختل ننمايد يا در راستاي اهداف بيگانگان نباشد, به رسميت شناخته شود. ازين رو ميتوان«بيان» را به سه گروه تقسيم نمود: 1_ «بيانات» واجب و ضروري كه براي اصلاح امور کشور و تصحيح امور حاکمان گفته مي شود و در راستاي اعتلاي ملک و دين کارکردي سازنده دارد. 2_«بيانات» ممنوع که به منافع ملي و حاکميت اسلام و استقلال کشور ضربه مي زند. 3_«بيانات» مباح که در راستاي اهداف اسلام و قانون اساسي نيست اما ضرري نيز به آن وارد نمي کند. اگر بخواهم براي تقريب به ذهن مثالي بزنم رمان «آرميا» نوشته رضا امير خاني را از دسته اول, داستان بوف کور صادق هدايت و رمان مسخ کافکا از دسته دوم و بسياري از رمان هاي بي خاصيت که امروز به چاپ مي رسند را در دسته سوم قرار مي دهم. 2_حکومت ها«بدون استثناء» نيازمند نقادي و برشمردن عيوبشان در سطوح مختلف کشور از صدر تا ذيل هستند. از عالي ترين درجه يعني تذکر به مومنين«فذكر ان الذكري تنفع المومنين» تا منع و جلوگيري از«اقدامات مسولين اجرايي و تقنين کشور» که ممکن است ضايعات جبران ناپذيري به بار آورد. براي مثال بنده بارها به مسولين متعددي در کشور از قواي مقننه و قضاييه تذکر داده بودم که قوانين کيفري موجود بازدارندگي لازم را براي مفاسد بزرگ اقتصاددي ايجاد نمي کند و تشديد مجازات ها و جرم انگاري هاي جديد لازمه امروز است. لکن تاثيري در کسي نکرد و آنچه بايد مي شد در فساد اخير اتفاق افتاد. نتيجه اينکه نقد و برشمردن عيوب قابل رفع مسولين و عملکردشان , به نفع خود مسوولين, جايگاهشان و مسوليتشان است. در مقابل تمجيدهاي ناروا و تملق گويي هاي فساد انگيز و پوشاندن عيوب در آنجا که نبايد پوشانده شود, موجب مخفي شدن فساد و تعفن زير پوستي آن مي گردد که بعضاً فرد را به جراح هاي عميق و اساسي محتاج مي سازد. براي مثال اگر به نقد هاي سازنده اصول گرايان در دولت نهم توجه و در دهان متملقين چا پلوس زده مي شد شايد امروز جريان انحرافي بر گرده ما سوار نبود... 3_حکومت ها«بدون استثناء» اجازه بيان سخنان «براندازانه» نمي دهند. خواه لائيک باشند خواه الهي, خواه ليبرال باشند خواه ايدئولوژيک, خواه دموکراتيک, خواه سلطنت خواه... از اين جهت حکومت ها يک تفاوت فرعي با يكديگر دارند: و آن اينکه هرچه حکومت قويتر و بر دشمنان چيره تر باشد و هر جه امکان از بين رفتن «اصل» سيستم حکومتي کمتر باشد, آزادي بيان بشتري اعطا مي شود و هرچه حکومت نو پا تر بوده و دشمنان برانداز داخلي يا خارجي قويتري داشته باشد مواظبت بيشتري از "ترويج" افکار مخالف مي کند. حکومت هاي غربي از انقلاب کبير فرانسه تا امروز همينگونه بوده اند. از انقلاب فرانسه که پس از دستگيري و محاکمه لويي شانزدهم, وقتي وي قصد ايراد سخنان در پاي چوبه دار داشت با زدن طبل از سخنراني او جلوگيري بعمل آمد و تا امروز که نظام سرمايه داري آمريکا وقتي«copitalism» را در چالش مي بينند اينترنت را محدود مي کند, معترضان را دستگير مي کند و در رسانه ها از پخش اخبار راجع به جنبش نود و نه درصدي جلوگيري مي کند. اين رفتار از«بناء عقل» به حساب مي آيد زيرا که هيچ حکومتي به وجود نيامده که ازبين برود. در شرع مقدس نيز با براندازان به عنوان باغي«جنگ» مي شود و تا زماني که سازمان مرکزي آنان باقي مانده, همگي به اشد مجازات محکوم مي شوند. 4_ در بند اول "بيانات واجب" را بياناتي دانستم که براي اصلاح امور کشور و تصحيح امور حاکمان لازم است. اين بيانات علاوه بر آنکه از روي نيت خالص بوده و از حقد و کينه بدور است و علاوه برآنکه با آگاهي کافي از امور و دور از«جهالت خبري» اتفاق مي افتد بايد توسط اشخاص صالح و داراي سابقه خوب اتفاق افتد و الا بياناتي خواهد بود از نوع دوم(ممنوع) يا سوم(مباح). براي مثال من سخنان عماد افروغ در برنامه پارک ملت هفته گذشته را از نوع اول«بيانات» نمي دانم زيرا فردي که دنبال اصلاح امور کشور است و روشنفکرانه امور کشور را رصد کرده و عيوب آن را به سمع صاحبان آن مي رساند لاجرم انسان جامعي است. نه آنکه در زماني مانند فتنه 88 زماني که «خواص تحميل گر جامعه» بدنبال خوردن رأي پا برهنگان روستاها و شهر هاي دور افتاده بودند و رهبري را در ضيق فشارهاي خود قرار بودند سکوت کند و زبان به نقد راست و چپ سلطنت طلب و توده اي نچرخاند و در زمان گزيدن سرزنش کنندگاني مانند علايي و نوري زاد آب به آسياب دشمن بريزد. نيت صالح نقد اگر مفقود باشد نقد گزينشي انجام مي شود. با مرور مصاحبه هاي چند سال گذشته آقاي افروغ ذات نقد هاي ايشان که رو به چه کسي است روشن مي شود... والعاقل يكفيه الاشاره «ادامه دارد»
بسمه تعالي
فتنه
هشتادو هشت هر چند هزينه سنگيني از منظرسياسي، اقتصادي وفرهنگي به جامعه
تحميل نمود، لکن موهبتي بزرگ براي نظام به ثمر آورد و آن شناخت دشمنان
داخلي و حلقه ها و ارتباطات آنها با آمريکا، صيهونيسم و دشمنان خارجي بوده
است.
نتيجه اي که اگر نظام با برنامه ريزي درصدد دست يافتن به آن بود وقت و هزينه اي کلان از دستگاه هاي امنيتي مصروف مي داشت. در حالي که امروز سران مرتبط با بيگانه توسط مردم شناخته شده و به راحتي تحت و رصد نيروهاي انقلاب قرار گرفته اند. مردم شريفي نيز که عمدتاً نا آگاهانه به حمايت از اين عده دست زده بودند، درنهم دي ماده 88 خود را در جريان سيل ملت قرار دادند.
اما اکنون هر چند سران فتنه از حمايت مردمي بي بهره مانده و منزوي شده اند، لکن نبايد دشمن را مأيوس شده دانست که به تعبير حضرت امير عليه السلام: دشمن غافل از کسي که خوابيده است، نيست.
امروز جريان انحرافي شکل گرفته در بخشي از حاکميت به دنبال تثبيت قدرت خود و محکم کردن جاي پاي خود در بدنه نظام است. دروغ پردازي ها و فسادها و توجه به نزديکان سياسي اين گروه در مدت زمان اخير نشان داده است که اين گروه صرفاً به دنبال قدرت سياسي است واز هيچ گونه معرکه گيري براي کسب قدرت نمي هراسد. ديدار ليدر اين جريان با بدنه جريان فتنه براي جذب آراي آنان و ايراد سخناني که خوشايند اعضاي پايين دستي فتنه گذشته است، نشان گر همين امر است. از اين رو امکان واحتمال سوء استفاده از احساسات مردمي توسط جريان انحرافي بسيار محتمل است که اين دقيقاً خواسته دشمن خارجي و سران خارج نشين فتنه است که به اين وسيله با ملتهب کردن فضا، ماهي خود را از آب گل آلود صيد کنند. در چنين شرايطي ضمن دقت دستگاه هاي مسئول در احراز صلاحيت هاي اعضاي سفيد و خاموش هر دو گروه، وظيفه سنگين آگاه سازي مردم را توسط رسانه ها ايجاب ميكند.
به نام خدا
سلام بر همه دوستان
چند ماهي است وبلاگي براي نشر انديشه هاي حضرت آقا درست كرده ام كه به كمك دوست عزيزم آقاي مجتبي جاويدي به روزش ميكنم. اگر جمله اي از مقام معظم رهبري داشتيد كه خواستيد منتشر كنيد، به ايميل من ارسال كنيد تا در وبلاگ بگذارم. منبع آن را حتماً بنويسيد.
مخلص شما
جليل محبي mohebby@gmail.com
آدرس وبلاك حضرت آيت الله خامنه اي:
http://alihoseinikhamenei.blogfa.com/
sg
روزی امام صادقعلیه السلام فرمود: «سدیر! آیا هر روز قبر حسین عليه السلام را زیارت می کنی!؟»
گفتم «فدایت شوم؛ نه.»
فرمود «چقدر شما جفاکارید! پس حتماً هر جمعه زیارت می کنید!»
گفتم «نه.»
فرمود «پس حتماً هر ماه زیارت می کنید!»
گفتم «نه.»
فرمود «پس حتماً هر سال زیارت می کنید!»
گفتم «معمولاً اینطور است.»
فرمود «چقدر شما در حق حسین(ع) جفا کارید!
آیا نمی دانی که خداوند دوهزار هزار ملکِ تشنه و غبارآلود دارد
که دائم مشغول گریه و زیارت قبر حسین(ع) اند!؟
آن وقت تو ای سدیر! چه شده که هر جمعه پنج بار، و هر روز یکبار او را زیارت نمی کنی!؟»
گفتم «فدایت شوم؛ فاصله بسیار زیادی میان ما و قبر اوست.»
فرمود «بر پشت بام رو! به راست و چپ روی کن؛ سپس روی به آسمان کن؛ و بعد روی به سوی قبر او کن و بگو «السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ». با این کار، اجرِ زیارت قبر او برای تو مکتوب خواهد شد. و اجر هر زیارت، معادل یک حج و یک عمره است.»
در پي اتفاقات بازي پرسپوليس و داماش گيلان و اقدام ناشايست محمد نصرتي و شيث رضايي دو بازيکن تيم فوتبال پرسپوليس، مسئولان اين باشگاه در نامهاي به آيتالله مکارم شيرازي سؤالاتي را در مورد اشاعه اين اقدام انجام دادند.
متن سؤال و جواب ارائه شده
به شرح زير است:
سؤال: همان گونه که استحضار داريد چندي قبل در مسابقه ورزشي دو تن از بازيکنان يک تيم فوتبال مرتکب عملي خلاف و اخلاق گرديدند. حال با توجه به مسائل مانحن فيه سوال از مظهر آن مرجع عالي مقام اين است که آيا اقدام به اشاعه و پخش تصاوير اين عمل قبيح بعد از بازي و بزرگنمايي آن چه منجر به توليد تصاويري خلاف اخلاق و ردوبدل شدن بلوتوثهاي مختلف ميان عموم مردم جامعه و استفاده ابزاري رسانههاي بيگانه شده است مصداق اشاعه فحشا ميباشد يا خير؟
آيتالله مکارم شيرازي جواب مسئولان باشگاه پرسپوليس را به شرح زير دادند:
بسمهتعالي
شک نيست آنچه در اين جريان واقع شده بسيار زشت و زننده و عفت عمومي را
جريحهدار کرده و نه تنها از نظر اسلامي قبيح حتي از جهات انساني متعارف
نيز کار زشت و ناپسندي بوده و عکسالعملي که جناب رويانيان در مقابل آن
نشان داده بجا و به موقع بوده و دليلي بر احساس مسئوليت از ناحيه اوست. ولي بدون ترديد نشر و اشاعه اين گونه مسائل موافق شريعت اسلامي نيست
و همه رسانهها و توده مردم بايد در اين گونه موارد از نشر و اشاعه
بپرهيزند و براي پيشگيري از تکرار اين گونه حوادث ناگوار در آينده بايد
باشگاههاي ورزشي به همان اندازه که به مهارتهاي ورزشي اهميت ميدهند به
مسائل اخلاقي نيز اهميت دهند تا ورزشکاران عزيز ما مانند ورزشکاران قديم که
هر کدام نمونهاي از اخلاق و انسانيت و حافظ عفت عمومي بودند، باشند و به
تماشاچيان محترم نيز توصيه ميکنيم از هر گونه تعبيرات زشت در مورد تيمهاي
پيروز يا شکستخورده بپرهيزند و اگر کساني مرتکب اين کار ميشوند آنها را
به ورزشگاهها راه ندهند تا فضاي ورزشگاه ما معطر به اخلاق اسلامي و
انساني گردد.
هميشه موفق باشيد
روز گذشته در بازي پرسپوليس و داماش گيلان اتفاقاتي افتاد که حتي صحبت کردن درباره آن شرم آور است. بطوريکه تصاوير آن در پخش زنده براي تمام دنيا پخش شد. البته همان طور که انتظار مي رفت اين تصاوير از تلويزيون مجددا پخش نشد تا بيش از اين به آبروي ورزش کشور لطمه نخورد.
اما
اتفاقي عجيب تر زماني افتاد که خبرنگار بيست و سي شب گذشته طوري درباره موضوع
اطلاع رساني کرد که آن دسته از افرادي که اين افتضاح را از تلويزيون نديده بودند تحريک
شدند تا هرطور شده به ويديو و حواشي موضوع دست پدا کنند.
خبرنگار
خارج از گود بخش خبر بست و س با بي ادبي تمام به نحوي اذهان مردم را تحريک نمود که
امروز در هر دکان و کلاس دانشگاه و اداره اي که رفتم حرفش برسر زبانها بود.
بازيکنانان پرسپولس اشتباه کردند و سرجايش بايد مجازات شوند. اما انعکاس چنن اتفاقات
در لگ برتر فوتبال اران در برنامه ا مثل بست و س آن هم بطورکه لحن خبر بشتر جنبه
تبلغ موضوع داشته باشد تا تاکد بر انجام عمل دور از شان جامعه هرگز توجه ندارد.
در
ان گونه موارد باد خطاب به تلوزون گفت: جناب صدا وسيما! چرا مثل مگس فقط روي گند
ها مي نشيني؟
بخاطر
دارم وقتي اشاعه فحشاي ديگري در صدا وسيما اتفاق افتاده بود، در مقاله ا محاکمه نمادين براي آثار رئيس و معاون سيما انجام دادم، عالم و
آدم زنگ زدند و شکايت از ما…
اين
گند کاري عظيمي که به اسم آزادي بيان و نقد و نظر انجام مي شود، اشاعه منکرات و
زشتي هاست، تابلو کردن بي اخلاقي هايي است که آيات وروايات متعدد بر پوشاندن آن
تأکيد فراوان دارند.
چه
بايد کرد با آدمهايي که مي خواهند رئس جمهور شوند؟ قدرت طلبي و کسب آراي مردم موجب
شده يکي از مردم اسرائيل حرف بزند، يکي جلوي اجراي طرح عفاف وحجاب رابگيرد، ديگري
از خوانندگان زن قبل از انقلاب تقدير کند، يکي درمقابل فتنه و خيانت به کشور سکوت
کند، دگر در مقابل انحراف ساکت باشد و يکي هم هرچه دم دست دارد از رسانه پخش کند
که ديگران به او بگويند: که اين چه آزادي انديش داراي وسعت نگاهي است...
سالها
قبل گزارش گر فوتبالي حرف بسيار زشتي هنگام گزارش زنده بر زبان راند. امروز اکثرت
مردم آن اشتباه گزارشگر را فراموش کرده اند. اما شب گذشته خبر بيست و سي كاري كرد
كه حركت زشت عده اي تا مدت ها بر زبان ها خواهد گشت. و لابد فردا شب اين تصاوير
توسط برنامه نود تجزيه و تحليل شده و سطل گنداب زشتي ها، بارها هم خواهد خورد و
بوي متعفنش همه جا را خواهد گرفت.
روزي
پيامبر اسلام صلي الله و عليه وآله به علي عليه السلام فرمودند اگر شخصي را در حال
زنا ببيني چه ميكني؟ فرمود با لباسم او را ميپوشانم. حضرت فرمود: لافتي الا علي...
چه بايد كرد نمي دانم...
به نام خدا
چند وقتي است روي به حافظ خواني و تفأل به اشعار او آورده ام. حال خوبي به انسان دست مي دهد بعد از يك روز كاري خسته كننده... . خصوصاً اگر نيتي كرده باشي و حافظ هم بزند وسط خال! ديروز بعد از ظهر جمعه نيتي كردم در باره رهبر عزيز انقلاب، امام خامنه اي، ايده الله. شعري با مضمون بسيار زيبا آمد. حيفم آمد آن را برايتان نخوانم...
آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست
گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی
او سلیمان زمان است که خاتم با اوست
روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک
لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست
خال مشکین که بدان عارض گندمگون است
سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران چه کنم
با دل مجروح که مرهم با اوست
با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل
کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست
حافظ از معتقدان است گرامی دارش
زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست